مدح و شهادت امام محمد باقر علیهالسلام
هر غصه در برابرت از غصه آب شد از بس که داغهای دلت بیحساب شد عمری دم از مصیبت کرب و بلا زدی قـلـبت بـرای زینب کـبـری کـباب شد هـمبـازی رقـیـه کـمی از سـفـر بـگـو از آن سفر که شرح غمش صد کتاب شد از آن سفر که هیچ کسی آب خوش نخورد از آن سفـر که خون به دل آفـتاب شد تیری که پهـلـوان عـلی را ز پا نشاند با افـتخـار قـسـمـت طـفـل ربـاب شـد لشکر که رفت، شمر سر حوصله رسید دیـدی چـه با سـرِ پـسـر بـوتـراب شد آه از دمی که زینب کبری به شام رفت وای از دمی که وارد بـزم شراب شد اما عـقیله خواند چنان خطبهای کزان کـاخ یـزیـد روی ســر او خـراب شـد |